تحریف رسانه ای که شاخ و دم ندارد
این را میدانیم که از صدر اسلام تاکنون عده ای (غاصبین خلافت و پیروانشان) کلام رسول الله را به نفع خود تحریف کردند و این را هم به وضوح میدانیم که رسانه های استکبار جهانی هم امروزه بر علیه جمهوری اسلامی دروغ پراکنی میکند و به تحریف حقایق میپردازد و در همین روزها هم به طور علنی 45 میلیون دلار برای فعالیت های اینترنتی بر علیه ما تصویب کرده اند. اما....
اما این را هم بدانیم که تحریف ها ؛ فقط اینها نیست برخی از رسانه های موجه المنظر در کشور ما نیز بسیار ظریف و به نفع خود در واقعیت ها دست میبرند و در اصل افراط و تفریط میکنند و متاسفانه امت حزب الله نیز از ضررهای این تحریفات غافل است.
ما با کسی مشکلی نداریم اما با کسی هم عهد اخوت نبسته ایم و از هیچ کس حرف بدون سند نمی پذیریم.
مثلا فرض کنید یکی از شخصیت های تاثیر گذار در کشور بیانیه ای بدهد و در این بیانیه میانه روی کند و ملایمت داشته باشد اما یک روزنامه به شکلی این بیانیه را منتشر کند و قسمتهایی از آن را برجسته کند که این بیانیه یک پرخاش محسوب شود. آیا این به فتنه نمی انجامد؟؟؟
روزنامه کیهان چرا سخنان رهبری را تحریف میکند؟؟؟ برای مثال به انتشار سخنرانی رهبری در ششم بهمن توجه کنید:
........گاهى اینجور است كه دشمنان بینالمللى ما این جنجالها را راه مىاندازند، براى اینكه جمهورى اسلامى را وادار كنند به باجدهى؛ مثل خیلى از دولتهائى كه بمجردى كه یك خطرى احساس میكنند، میروند در مقابل ارباب بزرگتر، حاضر میشوند باج بدهند؛ باج پولى بدهند، باج سیاسى بدهند. امام باج نداد - این را همه بدانند - ما هم به هیچ كس از طرف ملت ایران و از طرف خودمان باج نخواهیم داد.ما یك حرف حقى داریم، پاى آن حرف حق ایستادهایم؛ ما گناهى نكردهایم....
متن فوق اصل بیانات رهبری است اما روزنامه کیهان با فونت بسیار بزرگ فقط مطلب زیر را تیتر زده است:
امام به کسی باج نداد من هم باج نمیدهم.
خوب توجه کنید که چرا کیهان این کار را کرده است؟
کیهان لحن کلام رهبری را تند تر از حدی که بوده جلوه میدهد و درا اصل برای اینکه در مقابل رقیبان سیاسی خودش رجز خوانی کند حاضر است در کلام رهبری هم دست ببرد.
شما میدانید که عموم مردم بیشتر به تیتر روزنامه ها توجه دارند و این تیتر اثر خود را در افکار مخاطب میگذارد، حتی اگر روزنامه کیهان در صفحات خود مشروح و اصل بیانات را هم منتشر کند دیگر فایده ای ندارد و مخاطب بر اساس تیتر بهره برداری سیاسی میکند.
از اول انقلاب تا کنون افرادی بوده اند که امام و رهبری را محاصره کرده اند و امام و رهبری را هر طور که خودشان بخواهند و به نفع خودشان باشد به مردم جلوه میدهند و متاسفانه عاشقان ولایت هم از این نکته ظریف غافل بوده اند.
واقعیت این است که رهبری بسیار دانا فهیم، شجاع ودر عین حال مهربان است و هیچگاه بر اساس حوادث جو زده نمیشود و هیچ سخن بدون تفکری را بر زبان جاری نمیکند.
اگر به سخنرانی های ایشان گوش کنیم و با لحن ایشان آشنا باشیم متوجه میشویم که بسیاری از نقل قول ها و تیتر ها با ظرافت خاصی تغییر داده میشود. آیا کسانی که این کارها را میکنند دوست رهبری و مردم هستند؟
انشاء الله که قصد خاصی نداشته باشند و دیگر از این کارها نکنند و....
مثلا در همین بیانات ششم بهمن اگر کیهان این قسمت از بیانات را جدا کرده بود چه برداشتی میشد؟
توجه کنید:
ادعا ملاك نیست كه بگویند ما مردمى هستیم؛ در عمل باید مردمى بود.
جمله فوق هم قسمتی از بیانات رهبری در ششم بهمن و دیدار مردم مازندران است، اما اگر کیهان یا یک روزنامه دیگر این جمله را تیتر کرده بود چه تصوراتی برای مخاطبین پیش می آمد؟
مسلما خیلی ها برداشتشان این بود که این جمله رهبری خطاب به دولت است چون این روزها بیشتر از همه رییس جمهور و دولت خود را مردمی میدانندو ....
اما ما نه این را میگوییم و نه آن را ، وقتی میتوانیم برداشت صحیحی داشته باشیم که متن کامل و صحیح بیانات را مطالعه کنیم.
در پستهای بعدی بیشتر به این مسئله خواهیم پرداخت فقط خلاصه این را بگوییم که ما جوانان مسلمان و معتقد، باید این افراطیون را کنار بزنیم و خودمان رهبرمان را یاری کنیم و...
متن کامل بیانات رهبری در ادامه مطلب....
دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن
خوشامد عرض میكنم به همهى برادران و خواهران عزیز كه از راه دور قبول زحمت فرمودند و امروز حسینیه را با نفس گرم خود، با دل پرشوق و شور خود منور كردند. خیلى خوش آمدید برادران و خواهران عزیز - بخصوص خانوادههاى معظم شهیدان، علماى محترم، مسئولان زحمتكش و خدوم - و این خاطرهى بزرگ، یعنى 6 بهمن را كه یكى از حماسههاى برجستهى ملت ایران است و افتخار آن متعلق به مردم آمل است، در ذهنها و خاطرهها تجدید كردید.
بله، بنده هم همین عقیده را دارم؛ نباید اجازه داد كه این خاطرههاى پرشكوه، این حوادث بىنظیر و تعیین كنندهى تاریخ انقلاب، در ذهنها كمرنگ شود. نسل جوان ما باید این خاطرهها را درست بشناسد، بتواند آنها را تحلیل كند و آنها را چراغ راه آیندهى پرماجراى خود و هدف بلند خود قرار بدهد.
البته افتخارات مازندران و در این مناسبت عرض كنیم بالخصوص مردم آمل، افتخارات كمى نیست. چه در وادى مجاهدت فىسبیلاللَّه، چه در وادى علم، فقاهت، معرفت و عرفان، انصافاً چهرهى آمل چهرهى درخشانى است. امروز هم بحمداللَّه بزرگان روحانى آملى جزو افتخارات حوزههاى علمیه و جزو ذخائر باارزش روحانى كشور ما محسوب میشوند. در امتحان عظیم هشت سالهى جنگ تحمیلى هم، چه شهر آمل، چه استان پهناور مازندران، یكى از بخشهاى پرافتخار كشور بودند. من همان وقت هم، چه با لشكرهاى مستقر در مازندران، چه با بسیجىهاى آنها و جوانان فداكار آنها آشنائى داشتم؛ آنها را از دور و نزدیك میشناختم؛ مجاهدتهاشان را میدانستم؛ اینها كه از یاد انقلاب نخواهد رفت. یك بنائى را شما مشاهده میكنید مستحكم، باشكوه و سربلند؛ كى این خشتها را، این سنگها را روى هم گذاشت تا این بنا به وجود آمد؟ كى توانست این نقشهى فاخر را در عمل پیاده كند و این بنا را به وجود بیاورد؟ مگر میشود نقش آن حوادث و آن شخصیتهائى كه كار آنها، مجاهدت آنها، گذشت آنها و احساس مسئولیت آنها موجب شد ذره ذره این بنا بالا بیاید، ارتفاع پیدا كند، شكل پیدا كند، شكوه پیدا كند، نادیده گرفت؟ یكى از خطاهائى كه گاهى اتفاق افتاده است، نادیده گرفتن همین نقشآفرینان بزرگ است.
»شهر هزار سنگر«؛ این تعبیر كمى است؟ حرف كوچكى است؟ قضیهى ششم بهمن آنقدر اهمیت داشت كه امام بزرگوار ما آن را در وصیتنامهى تاریخى خود هم مندرج كردند، آن را یادگار گذاشتند؛ یعنى فراموش نشود. حالا چرا فراموش نشود؟ براى اینكه حوادث تاریخى، هم درس است، هم عبرت است. قضایاى جارى بر یك ملت، قضایائى است كه در برهههاى مختلف غالباً تكرار میشود. امروز بیست و هشت سال از آن زمان میگذرد، اما راه جمهورى اسلامى كه عوض نشده است؛ دشمنان جمهورى اسلامى هم عوض نشدند. پس آنچه كه آنجا اتفاق افتاد، میتواند براى امروز و براى آینده تا هر وقتى كه ملت ایران به حول و قوهى الهى دلبستهى این اصول و این انقلابند، عبرت باشد، درس باشد؛ لذا نباید فراموش بشود.
خوب، حالا در فضائل ششم بهمنِ آمل یك جملهى دیگر هم عرض كنیم. »هزار سنگر« یعنى چه؟ ظاهر قضیه این است كه در درون شهر، مردم در مقابل گروههاى اشرار و متجاوز سنگر درست كردند - حالا یا هزار تا، یا بیشتر یا كمتر - اما من یك تفسیر دیگرى دارم: این سنگرها سنگرهاى درون خیابانها نیست، این سنگرِ دلهاست؛ هزار تا هم نیست، هزاران سنگر است؛ به عدد هر مؤمنى، هر انسان باانگیزهى باشرفى، یك سنگر در مقابل تهاجم دشمن وجود دارد. اگر یك ملت وقتى به دنبال یك هدفى حركت میكند، نداند سر راه او چه خطراتى است، چه كمینكردههائى هستند، چه باید كرد در مقابل اینها، خود را رها كند، قید و بندهاى خود را رها كند، بىخیال باشد، ضربه خواهد خورد. همهى ملتهائى كه در جهت یك هدف بزرگى حركت كردند و وسط راه ضربه خوردند و گاهى آنچنان افتادند كه دیگر قرنها بلند نشدند، مشكلشان از همین جا آغاز شد: ندانستند چى در انتظار آنهاست و خود را براى مواجههى با آن آماده نكردند. درسهاى گذشته این كمك را به ما میكند كه راهمان را بفهمیم، بشناسیم، كمینها را بشناسیم، كمینكردهها را بشناسیم.
انقلاب اسلامى با آن عظمت پیروز شد. مردم آمدند با تنهاى خودشان، با جسمهاى بىپناه و بىزره خودشان در مقابل سلاح عوامل رژیم جبار ایستادند و انقلاب را پیروز كردند؛ بعد همین مردم آمدند به جمهورى اسلامى رأى دادند و جمهورى اسلامى را انتخاب كردند. خوب، یك انسان باانصاف و باشرف، در مقابل این خواست مردم چه میكند؟ بعضىها آمدند وسط میدان، ادعاى طرفدارى از مردم كردند، خودشان را دموكراتیك خواندند، خودشان را طرفدار خلق معرفى كردند؛ آن وقت با همین خلقى كه این نظام را با این بهاى سنگین سر كار آورده بودند، شروع كردند به مقابله كردن. توشان منافق بود، كافر صریح بود، طرفدار غرب بود، متظاهر به دین هم بود؛ همهى اینها با هم شدند یك جبهه، یك حركت، در مقابل نظام اسلامى، در مقابل ملت ایران. ادعاى طرفدارى از مردم كردند، با مردم درافتادند؛ ادعاى طرفدارى از دموكراسى و آراء مردم كردند، با آراء مردم و نتیجهى آراء مردم درافتادند؛ ادعاى روشنفكرى و آزاداندیشى و آزادفكرى كردند، به طور متحجرانه چهارچوبهاى القائى متفكرین غربى را - كه آمیختهى به بدخواهى و بددلى بود - قبول كردند؛ آمدند مقابل ملت ایران. اول با حرفهاى روشنفكرانه یا شبهروشنفكرانه شروع كردند به امام و به جمهورى اسلامى و به مبانى امام اعتراض كردن، انتقاد كردن، حرف زدن؛ بعد یواشیواش رودربایستى را كنار گذاشتند، آمدند توى میدان، مبارزهى فكرى را، مبارزهى سیاسى را تبدیل كردند به مبارزهى مسلحانه یا اغتشاشگرى - اینها توى كشور ما اتفاق افتاد؛ مال تاریخ نیست، مال همین دههى اول انقلاب است - شروع كردند مزاحمت كردن. به جاى اینكه بنشینند فكر كنند، ببینند مشكلات كشور چیست - این همه مشكلات متوجه كشور ما بود؛ مقدارى از گذشته مانده بود، مقدارى را تحمیل میكردند - به حل این مشكلات كمك كنند، به مسئولین كمك كنند، اگر به نظرشان میرسد كه باید راهنمائى كنند، راهنمائى كنند، اگر زیر یك بارى را باید بگیرند، به جاى اینكه بگیرند، افتادند سینه به سینه شدن، معارضه كردن، بدگوئى كردن؛ بعد هم هر جا توانستند، با مردم مواجه شدن، در بخشهاى مختلف. كشور در مرزها درگیر جنگ بود، به جنگ هم بىاعتنائى كردند؛ داخل همین خیابانهاى تهران، سر هر چهارراهى كه توانستند، سر هر گذرى كه دستشان رسید، بنا كردند با جمهورى اسلامى و با نظام مقابله كردن.
خوب، جمهورى اسلامى هویتى غیر از هویت مردم و ایمان مردم و عزم مردم كه ندارد. امروز هم همین جور است. ما كسى نیستیم، ما چیزى نیستیم؛ خداى متعال به وسیلهى این مردم و این دلهاست كه این نظام را حمایت میكند؛ »هو الّذى ایّدك بنصره و بالمؤمنین«.(1) خداوند متعال به پیغمبرش میفرماید كه پروردگار، تو را به وسیلهى مؤمنین یارى كرد. جمهورى اسلامى امروز هم همین جور است، آن روز هم همین جور بود. ما وسیلهى دیگرى نداریم؛ وسیله، همین ایمانهاى مردم است كه از هر سلاحى كارآمدتر است، از هر وسیلهاى مؤثرتر است. آن روز هم همین جور بود. مردم آمدند این توطئهها را جارو كردند. البته یك توطئه كه جارو شد، معنایش این نیست كه توطئه تمام شد؛ خوب، دشمن بیدار است؛ یك بازى دیگرى، یك توطئهى دیگرى، یك ماجراى دیگرى. مردم كه بیدار بودند، فرقى نمیكند؛ صد تا توطئه هم كه بیاورند، مردم در مقابلش مىایستند و حركتشان را هم ادامه میدهند. حركت عظیم ملت ایران متوقف نمیشود؛ هم پیش میروند، هم در عین حال با معارضهها، با دشمنىها و با مزاحمتها مقابله میكنند. این وضعى بوده است كه در این سى سال وجود داشته است.
خطاهائى در معارضین جمهورى اسلامى بود، كه تا هر وقتى كه این خطاها وجود داشته باشد، كارهائى كه بكنند، ممكن است به مردم آزار و اذیتى وارد كند، اما بیشتر به ضرر خودشان است: یكى این است كه معارضین جمهورى اسلامى غالباً خود را از مردم بالاتر دانستهاند. خطاى دوم این است كه به دشمنان این مردم امید بستند، دل بستند. این، دو تا اشتباه بزرگ است. وقتى از مردم خودشان را بالاتر دانستند، لازمهاش این میشود كه اگر مردم در یك حركت قانونى یك اقدامى كردند، یك چیزى را خواستند، یك چیزى را نخواستند، انتخابى كردند، عملى انجام دادند، اینها بگویند نه؛ مردم، عوام بودند؛ این عوامگرائى است، این پوپولیزم است؛ ما این را قبول نداریم. خود را از مردم بالاتر دانستن، اینجا ظاهر میشود. ادعا ملاك نیست كه بگویند ما مردمى هستیم؛ در عمل باید مردمى بود. این اشكال اول.
اشكال دوم این است كه به دشمنان این مردم - كه دشمنى آنها ثابت است، واضح است - دل میبندند. كى با این مردم در طول این سى سال دشمن بوده است؟ در درجهى اول، آمریكا و صهیونیسم. از اینها دشمنتر ما سراغ داریم براى جمهورى اسلامى؟ از روز اول، دولت آمریكا و رژیم صهیونیستى و صهیونیستهاى دنیا در مقابل نظام جمهورى اسلامى ایستادند. امروز هم حقاً و انصافاً دشمنترین دشمنان، اینها هستند. بنده كه نگاه میكنم، مىبینم بعضى از دولتهاى غربى گاهى یك حرفهاى بىربطِ بىمعنائى میزنند؛ اما محرك، صهیونیستهایند؛ عامل، همان طبقهى مسلطى هستند كه بر حكومت آمریكا و دولت آمریكا و انتخابات آمریكا هم مسلطند؛ اینهایند كه دارند صحنهگردانى میكنند. خوب، پس اینها شدند دشمنترین دشمنان ملت ایران.
حالا اگر آن كسى كه در مقابل مردم مىایستد، به اینها دل بست، این آن خطاى دوم است كه اتفاق مىافتد. دل بستن به دشمن؟! وقتى مىبینیم كه این دشمن وارد میدان شده است، بایستى بفهمیم، بشناسیم؛ اگر خطائى، اشتباهى كرده باشیم، باید اشتباه را برطرف كنیم. از روز اول، آمریكائىها علیه جمهورى اسلامى توطئه كردند. خوب، این توطئهها زائد است كه بگوئیم بىاثر بود؛ واضح است كه بىاثر بود؛ اگر این توطئهها بىاثر نبود كه حالا باید اثرى، نشانى از جمهورى اسلامى باقى نباشد؛ مىبینید كه جمهورى اسلامى امروز دهها برابر قوىتر از روز اول است؛ پس این توطئهها بىاثر بود. امروز هم هى نقشهاى جدیدى میزنند، باز هم توطئه میكنند؛ عبرت هم نمیگیرند. من تعجب میكنم! به گذشته فكر نمیكنند كه خوب، این همه توطئه كردیم، این همه علیه جمهورى اسلامى پول خرج كردیم، این همه اینجا آنجا این را دیدیم، آن را دیدیم، در داخل مزدور پرورش دادیم، در بیرون این و آن را علیه جمهورى اسلامى بسیج كردیم؛ اثرى نكرد. باز دوباره مىنشینند چهل و پنج میلیون دلار بودجه تصویب میكنند، براى اینكه جمهورى اسلامى را شكست بدهند! بودجه تصویب میكنند كه از طریق اینترنت، انقلاب ایران را از بین ببرند؛ جمهورى اسلامى را سرنگون كنند! ببینید چقدر این دشمن، دشمن درماندهاى است. خوب، شما چند ده »چهل و پنج میلیون دلار« را تا حالا مصرف كردهاید؟ چقدر شما براى شكست دادن جمهورى اسلامى كار دیپلماسى كردید، تحریم اقتصادى كردید، انواع و اقسام توطئهها را كردید، جاسوس فرستادید، جاسوس تربیت كردید؛ چه فایدهاى كردید كه حالا باز میخواهید از این طریق وارد شوید و ملت ایران را به خیال خودتان از انقلاب جدا كنید؟ این را دشمن نمیفهمد. این، همان سنت الهى است؛ این، همان زدن به چشم و گوش دشمن غافل از خداى متعال است كه حقائق را نفهمد؛ غافل كردن دشمن است. »فسینفقونها ثمّ تكون علیهم حسرة«؛(2) پول را خرج میكنند، بعد هم برایشان حسرت میشود؛ چون بىفایده است. من نمیدانم چقدر نشستند طراحى كردند، كار كردند تا بتوانند در تهران به یك بهانهاى آشوب راه بیندازند؛ خدا میداند كه از چه مدت قبل اینها نشستند طراحى كردند؛ خوب، چه شد؟ غیر از این شد كه مردم از آنچه كه بودند، بیدارتر شدند؟ اگر كسى خیال میكرد كه لازم نیست دیگر بیاید توى میدان، از نظام جمهورى اسلامى دفاع كند، با این حوادث، همه احساس كردند كه باید همیشه براى دفاع از جمهورى اسلامى حاضر باشند.
گاهى هم هست كه این بازىهائى كه دشمن در مىآورد، براى باج گرفتن از جمهورى اسلامى است. اول انقلاب هم همین جور بود؛ بعضى از این گربهرقصانىهائى كه میكردند، براى این بود كه نظام جمهورى اسلامى را وادار كنند كه آنها را در قدرت سهیم كند، شریك كند، بدون استحقاق؛ بدون اینكه مردم این را خواسته باشند، پشتوانهى مردمىاى وجود داشته باشد. گاهى اینجور است كه دشمنان بینالمللى ما این جنجالها را راه مىاندازند، براى اینكه جمهورى اسلامى را وادار كنند به باجدهى؛ مثل خیلى از دولتهائى كه بمجردى كه یك خطرى احساس میكنند، میروند در مقابل ارباب بزرگتر، حاضر میشوند باج بدهند؛ باج پولى بدهند، باج سیاسى بدهند. امام باج نداد - این را همه بدانند - ما هم به هیچ كس از طرف ملت ایران و از طرف خودمان باج نخواهیم داد.
ما یك حرف حقى داریم، پاى آن حرف حق ایستادهایم؛ ما گناهى نكردهایم. ما میخواهیم ملتى باشیم كه قدرتمندان دنیا بر ما مسلط نباشند؛ خودمان ادارهى امور خودمان را به عهده بگیریم. ما میخواهیم ملتى باشیم پویا، حركت كنندهى به جلو. ما میخواهیم ملتى باشیم كه مسلمانى را در عمل - نه فقط در ادعا - ثابت كنیم؛ به احكام الهى عمل كنیم. ما میخواهیم جامعهى ما جامعهى مسلمان باشد، جامعهى اسلامى باشد. ما نمیخواهیم بافتهها و پندارهاى متفكرین مادى را، سیاستمداران غربى را در زندگى خودمان به عنوان دستورالعمل بپذیریم؛ ما میخواهیم حكم خدا را بپذیریم. این جرم است؟
این را هم فهمیدهایم كه اگر بخواهیم مسلمان زندگى كنیم، باید قدرتمند باشیم تا بتوانیم از خودمان و از هدفمان و از عقایدمان در مقابل دشمن دفاع كنیم. باید قدرتمند باشیم تا بتوانیم از حقوق كشورمان، از حقوق ملتمان - به عنوان یك ملت - از حقوق خودمان دفاع كنیم؛ ما دنبال این هستیم. اینها جرم است براى یك ملت؟ پس حرف ما حق است. پاى این حق هم ایستادهایم. این را هم معتقدیم كه آن وقتى كه حق با باطل درگیر و روبهرو شود، اگر اصحاب حق راست بگویند پاى حق بایستند، قطعاً باطل شكست خواهد خورد. تجربه هم كردهایم همین جور است. ما در طول این سى سال تجربه كردهایم: ایستادیم، پیش رفتیم. هر جا كه مىبینید یك عقبنشینىاى انجام گرفته است، یك ناكامىاى پیش آمده است، به خاطر این است كه در استقامت ما سستى پیدا شده بود. هر جا استقامت كردیم، پیش رفتیم. بعد از این هم همین جور خواهد بود.
آنچه كه براى ما لازم است، این است كه آحاد مردم، مسئولین، غیر مسئولین، بخصوص جوانها، بخصوص كسانى كه سخن و حرفشان تأثیر دارد، احساس مسئولیت حضور در صحنه را از دست ندهند. هیچ كس نگوید من تكلیفى ندارم، من مسئولیتى ندارم؛ همه مسئولند. مسئولیت معنایش این نیست كه اسلحه ببندیم، بیائیم توى خیابان راه برویم؛ در هر كارى كه هستیم، احساس مسئولیت كنیم؛ مسئولیت دفاع از انقلاب و از نظام جمهورى اسلامى؛ یعنى از اسلام، یعنى از حقوق مردم، یعنى از عزت كشور. این، شرط اول: همه باید این احساس مسئولیت را داشته باشیم. و من مىبینم كه این احساس مسئولیت را داریم. این را مردم كشور ثابت كردند، ثابت میكنند؛ حالا یك نمونهى واضحش همین 9 دى بود كه اشاره كردند؛ نمونههاى دیگرى هم هست؛ 22 بهمن در پیش است، دههى فجر در پیش است. مردم حضور خودشان را، آمادگى خودشان را، سرزندگى و نشاط خودشان را نشان دادهاند، باز هم نشان خواهند داد.
مسئولین كشور بالخصوص، باید همهى تلاش خودشان را بگذارند كه مشكلات را با سرپنجهى تدبیر، با كار مستمر، با خسته نشدن، با شوق و ذوق و توكل به خدا و كمك خواستن از خداوند برطرف و حل كنند. منظور فقط مشكلات سیاسى و امنیتى نیست - اینها جزئى از مشكلات است - پیشبرد كشور، اقتصاد كشور، علم كشور، مسائل اجتماعى گوناگون هم بر عهدهى مسئولین است. مسئولان قواى سهگانه و همهى مسئولان كشور وظیفهى خودشان بدانند كه براى این ملت كار كنند؛ كار و كار و كار، تدبیر و تدبیر و تدبیر؛ یك لحظه غفلت نكنند. ما یك حركت خوبى داریم به سمت جلو؛ نگذارند این حركت متوقف بشود؛ نباید این حركت از دور بیفتد. ما داریم پیش میرویم؛ باید همین طور با این پیشرفت ادامه بدهیم، سرعت را هم بیشتر كنیم، همهجانبهتر هم بكنیم، نقاط كور را هم بگیریم.
وظیفهى آحاد مردم در قبال مسئولین هم، اعتماد كردن به مسئولین و همراه بودن با آنهاست. اعتماد به مسئولین و همراه بودن با آنها معنایش این نیست كه ما به مسئولین تذكر ندهیم؛ آنجائى كه لازم است از آنها انتقادى بشود، انتقاد نكنیم؛ نه، اما با هم باشیم. یكى از هدفهاى دشمن، بىاعتماد كردن مردم به مسئولین كشور است؛ این ترفند دشمن است. پس وظیفهى عمومى براى همه - از صدر تا ذیل - حضور در عرصهى انقلاب و عرصهى دفاع از كشور است در مقابل جبههى دشمن؛ كه خوشبختانه این جبهه هم امروز از سى سال پیش خیلى خیلى عقبتر و مشكلدارتر است؛ در افغانستان گرفتارند، در عراق گرفتارند، در پاكستان گرفتارند، اخیراً خودشان را در یمن گرفتار كردند؛ با ملتهاى منطقهى ما مشكل دارند، با ملتهاى خودشان مشكل دارند، در اروپا مشكل دارند.
در مقابل این جبههى دشمن، احساس حضور، احساس مسئولیت براى حضور، وظیفهى همه است. وظیفهى مسئولان، كار كردن، وقت را مغتنم شمردن براى خدمت، خدمت دادن به مردم، هر لحظهاى را، هر ساعتى را مغتنم شمردن براى كار، كه گرهها را باز كنند، مشكلات را برطرف كنند؛ و وظیفهى عمومى مردم در قبال مسئولین، اعتماد، همراهى، پشتیبانى و كمك است. اگر كسى نظرى دارد براى كمك، نظر بدهد؛ اگر كسى یك وقت اعتراضى دارد، اعتراض هم اشكالى ندارد، ولى اعتراض باید مقابله نباشد؛ همراهى باشد، مثل دو همسنگر كه در یك سنگر نشستهاند، ممكن است این به آن اعتراض كند كه چرا پایت را دراز كردى یا چرا خوابت برد؟ اینها روبهروى هم قرار نمیگیرند.
بدانید عزیزان من! دست قدرت و ارادهى الهى، بر حسب قرائن فراوان، پشتیبان شما ملت است. بدانید انشاءاللَّه دعاى مستجاب ولىعصر )ارواحنا فداه( متوجه شما ملت است. و بدانید خداى متعال به توفیق و فضل خود، این ملت را به هدفهاى بلند و به آرزوهاى بزرگ خود خواهد رسانید و انشاءاللَّه دشمن را در مقابل شما ذلیل و خاكسار خواهد كرد.
پروردگارا ! با این ملت بزرگ، بر حسب ایمانهاى آنها، نیتهاى آنها، دلهاى پاك آنها، رفتار بفرما. پروردگارا ! شهداى عزیز ما، شهداى حادثهى آمل و شهداى استان مازندران را با اولیائت محشور بفرما. پروردگارا ! امام بزرگوار ما و ارواح شهدا را با ائمهى هدى محشور بفرما.
والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته



مدیـر : 

